على محمدى خراسانى
111
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
الشك و أصالة عدم النقل إنما كانت معتبرة فيما إذا شك فى أصل النقل لا فى تأخره فتأمل . ثمرهء بحث : ثمره عملى بحث از حقيقت شرعيه كجا ظاهر مىشود ؟ فايده ثبوت آن چيست ؟ نتيجه عدم ثبوت آن كدام است ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : ثمره اين نزاع در مورد الفاظى كه در لسان شارع بدون هيچ قرينهاى استعمال مىشوند ظاهر مىگردد . بيان ذلك : گاهى الفاظ صلوة و حج و . . . در لسان شارع به كمك قرينه در معناى لغوى خود استعمال مىشوند كه ما در اينجا تابع قرينه بوده و آنها را بر معانى لغوى خود حمل كنيم ، و در اين بخش ميان ثبوت و عدم ثبوت حقيقتِ شرعيه فرقى وجود ندارد . و گاهى اين الفاظ در استعمالات شارع - به كمك قرينه - در معانى شرعى و جديد استعمال مىشوند . با اين فرض نيز ما تابع قرينه هستيم ؛ و موافق و مخالف ، اين الفاظ را بر معناى شرعى حمل مىكنند . ولى گاهى اين الفاظ در كلام شارع ، مجرد از هر قرينهاى بهكار مىروند ، مثلًا شارع مىفرمايد : « صَلِّ عند رؤية الهلال » و ما نمىدانيم آيا منظور معناى لغوى است ؛ يعنى در هنگام رؤيت هلال و شب اول ماه ، « دعا كردن » واجب يا مستحب است ، يا اينكه منظور معناى شرعى است ؛ يعنى به هنگام ديدن ماه دو « ركعت نماز » واجب يا مستحب است ! در اين گونه استعمالات است كه ثمره ظاهر مىشود ، و ثمرهء ما نحن فيه اين است كه : منكرين حقيقت شرعيه اين الفاظ را بر معانى لغوى آنها حمل مىكنند و مىگويند : مرادِ شارع دعا كردن است ، و طرفداران حقيقت شرعيه اينها را بر معناى شرعى حمل مىكنند و مىگويند : مراد شارع دو ركعت نماز است . اما اين مقدار كافى نيست و مسأله صوَرى دارد كه تنها در يك صورت جاى حمل بر معناى شرعى است . توضيح : بر مسلك ثبوت حقيقت شرعيه ، در عصر شارع دو پديده اتفاق افتاده است . الف ) وضع ؛ چه به نحو تعيينىِ استعمالى باشد ، چه به نحو تعيّنى . ب ) استعمال ؛ كه شارع در مواردى همچون مثال مذكور ، اين الفاظ را استعمال كرده است . حال دربارهء تاريخ حدوث اين دو حادث سه صورت متصور است : 1 . تاريخ پيدايش وضع پس از تاريخ تحقق استعمال است ؛ يعنى وضع و حقيقت شرعيه شدن در سال دوم بعثت - مثلًا - اتفاق افتاده است ولى استعمال و گفتن : « صلّ عند رؤية الهلال » در سال اول صورت پذيرفته است . در اين فرض اگرچه ما مثبِت باشيم ، حق نداريم « صلّ » را بر معناى شرعى حمل كنيم ؛ زيرا معناى شرعى بعداً درست شده است و اين استعمال قبلًا انجام پذيرفته ، و چون قرينهاى هم ندارد بر همان معناى لغوى حمل مىگردد . بنابراين ، در اين فرض ثمره ظاهر نمىشود . 2 . عكس صورت اول ؛ يعنى تاريخ استعمال پس از تاريخ وضع است . براى مثال وضع در سال دوم بعثت و استعمال در سال سوم واقع شده است . تنها در اين فرض است كه لفظ « صلّ » بر معناى